پروانه امشب پر مزن اندر حریم یار من، شاید صدای
پرپرت از خواب بیدارش کند....
چه کسی میداند که تودر حسرت یک روزنه در
فردایی ؟پیله ات را بگشا .... تو به اندازه یک پروانه زیبایی ....
اه اغوش اجابت باز کن اسمان امشب جوابم کرده است مستی
کنعانی ام از باده نیست بوی پیراهن خرابم کرده است
ای عشق مدد کن به سامان برسیم چون مزرعه تشنه به باران برسیم یا من برسم به یارو یا یار به من یا هردو بمیریم وبه پایان برسیم
تو در جان منی من غم ندارم
تو ایمان منی من کم ندارم
اگر درمان تویی دردم فزون باد
اگر عشقی تو سهم من جنون باد
تویی تنها تویی تو علت من
تو بخشاینده بی منت من ...
زیک دل عشق راصد مشکل افتاد
قرار یک نفس برمن حرام است
به من رحمی، که کارم بادل افتاد**















میگفتی اگر بار ها از این کوچه ها گذر کنم باز هم خسته نمی شوم اما دیروز به من گفتی
که دیگر خسته ای ودیدارها خواب را از چشمانت گرفته اند آه چقدر دیر گفتی کاش این را
زمانی میگفتی که گونه هایم را خیس نمیدیدی آه چرا چرا مرا باور نداشتی ایا در معصومیت
نگاهم معرفت و خوبی را ندیدی آه چرا..... ![]()
![]()
چه شیرین زخمی از تیرنگاهی است
به صید دل روی؟ ترکش بینداز
که این نخچیر،نخچیر نگاهی است
نا کرده گنه در این جهان کیست بگو آنکس که گنه نکرد و چون زیست
بگو من بد کنم و تو بد مکافات دهی پس فرق میان من و تو چیست بگو.
به اين غروب غريبم بخند حرفي نيست طلسم اشک
مرا با فريب دزديدند تو هم براي فريبم بخند حرفي نيست.

با نبض دقایق زیباست عشق در حسرت دیدار تو زیباست
عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان
سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را
بستی و قایقم غرق شد .


